نویسنده: محمد حسین سکوت - ۱۳٩٠/۸/۱٥
در میانه این مسیر راه برو و تنفس کن که دیگر هوای خنک استغنا نیست و تمام زمین دلواپسی را انگار نم چیزی مثل اشک چیزی مثل بغض های برهنگی گرفته است و تو در این میان چه ساده چه بی صبر گم شدی.
یاد ایام در رحیل خوش این دوران گم شد ، و من ماندم ،من ماندم با تمام دلواپسیهای پر از امید ،و نگاه های کور کورانه،و قناعتی به وسعت فقر